نامه 1
اکتبر 16, 2011
بیان دیدگاه
یکی از نامه های دفتر خاطرات گذشته (1386)
سلام هایکو،
عید هم آمد خیلی وقت بود منتظر بودم ، بیاید فکر میکردم با آمدنش اتفاقی می افتد که نیفتاد. همه چیز مثل خودش ماند و من همچنان به فکر خیلی چیزها می افتم که وجود ندارد.
همه زنگ زدند و اس ام اس دادند و تبریک گفتند به جز یکنفر آنهم تو. میدانم چرا؟! شماره ام را نداشتی.اصلا مرا میشناسی؟منم نمیشناسمت.
همه اینها به کنار همان عید را به چسپ عیدت مبارک شاید همین تعطیلات موجب شده فراموشم کنی. می دانم الان هم شاید صحرا باشی و رفته باشی دنبال گلخویری یا پابیجی یا شاید هم داری خزره ی را شوت میکنی.
برو دنبال تفریحت به سلامت
امضا خودم
دستهها:Uncategorized
نامه